مغایرت نظرات روحانی با رهبر و امام

 

حجت الاسلام روحانی، رئیس جمهور ، صبح امروز 10/3/93 و در آستانه روز جهانی محیط زیست سخن می گفت و در تحلیل تفاوت حضور دولت و مردم در مباحث اجتماعی گفت: "دولت دینی خوب است اما دین را نباید دست دولت داد حتی تبلیغ دین باید به دست عالمان، مراجع، صاحب نظران و دلسوزان انجام شود و دولت نیز حمایت لازم را انجام دهد."

وی افزود: بعضی ها که کار ندارند دچار توهم هستند و مدام غصه دین و آخرت مردم را می خورند در حالیکه نه می دانند دین چیست و نه می دانند آخرت چیست، فقط غصه می خورند.

جالب آنجاست که مرجع لفظ "بعضی ها" با توجه به سخنان ماضی و اخیر ، حضرات آیت الله خمینی(ره)،خامنه ای ، خاتمی ، علم الهدی ، ناصری ، مکارم شیرازی و مصباح یزدی حفظهم الله هستند که مقامات علمی و معنوی هر کدام به تنهایی برای زیر سؤال بردن ماهیت علمی و معنوی حجت الاسلام روحانی کافیست.

و این در حالیست که این سخنان پس بیانات حضرت آیت الله خامنه رهبر معظم انقلاب در جمع مردم ایلام در سالروز ولادت امیرالمؤمنین(ع) گفته شده است.

شایان ذکر است ایشان فرموده بودند :

((آن هدفى که امیرالمؤمنین نسبت به مردم، در دوران حکومت داشته است نکته‌ى بسیار مهمّ و اساسى است. بنده میخواهم اندکى روى این نکته تکیه کنم. امیرالمؤمنین فرمود: اگر از من اطاعت کنید، من شما را به بهشت میرسانم. عبارت امیرالمؤمنین در خطبه‌ى نهج‌البلاغه این است؛ میفرماید: فَاِن اَطَعتُمونى فَاِنّى حامِلُکُم اِن شاءَ اللهُ عَلى‌ سَبیلِ الجَنَّة؛ فرمود اگر آنچه من میگویم، گوش کنید و عمل کنید، من شما را به بهشت خواهم رساند، ان‌شاءالله؛ وَ اِن کانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدیدَةٍ وَ مَذاقَةٍ مَریرة؛ اگرچه این کار، بسیار دشوار است، بسیار سخت است، تلخ است. این حرکت، حرکت کوچکى نیست، حرکت آسانى نیست؛ این هدف امیرالمؤمنین [است‌]. رساندن انسانها به بهشت، هم در زمینه‌ى فکرى مردم، [هم] در زمینه‌ى روحى و قلبى مردم، [هم‌] در حیات اجتماعى مردم، نقش مى‌آفریند. من از این جهت روى این تکیه میکنم که گاهى شنیده میشود کسانى در گوشه‌وکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها میشود، میگویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛ [لذا] راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است. فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛ این وظیفه‌ى ما است، این کارى است که امیرالمؤمنین بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه میکند که مردم را به بهشت برساند.))

و نیز فرمودند :

((ما اگر بخواهیم در مقاصد دنیوى هم پیروز بشویم، بایستى ایمان خودمان را، اعتقاد خودمان را، عمل خودمان را، براى آن‌سوى مرز مردن تقویت کنیم. امیرالمؤمنین میفرماید من میخواهم مردم را به بهشت برسانم؛ این وظیفه‌ى ما است. نهى از منکر باید بکنیم، امر به معروف باید بکنیم، وسائل عمل خیر و حسنات را در کشور فراهم کنیم، وسائل شُرور و آفات را از دسترسها برداریم؛ این وظائف مسئولین حکومت است.
 از جمله‌ى چیزهایى که مردم را به بهشت نزدیک میکند، بهبود معیشت مردم است؛ کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفرا. جامعه‌اى که در آن فقر باشد، بیکارى باشد، مشکلات معیشتىِ غیر قابل حل وجود داشته باشد، اختلاف طبقاتى باشد، تبعیض باشد، شکاف طبقاتى باشد، حالت آرامش ایمانى پیدا نمیکند. فقر، انسانها را به فساد میکشاند، به کفر میکشاند؛ فقر را باید ریشه‌کن کرد. کار اقتصادى، فعّالیّت اقتصادى باید به‌طور جدّى در برنامه‌هاى مسئولین قرار بگیرد، که خب امروز بحمدالله مسئولین دنبال این چیزها هستند. فکرها را باید منتظم کرد، راه را باید درست تشخیص داد، درست باید حرکت کرد.))

پس از این نیز در سخنانی تأمل برانگیز رئیس دولت گفت :

((اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد! پیامبر (ص) شلاق در دست نداشت، پیامبر (ص) بشیر و نذیر بود و ما نیز باید بشیر و نذیر باشیم.همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد.))

و ظاهرا ایشان در جلسه ی درسی که استاد درباره داستان پیامبر و لبخند ایشان درباره به بهشت فرستادن مردم با غل و زنجیر بر لب آوردند ، غایب تشریف داشتند !

حال با توجه به اینکه آقای روحانی تلویحا دین را از سیاست جدا دانسته اند و دولت را از انجام کار دینی نه تنها در این سخنان بلکه بارها در موقعیت های گوناگون مبرا می دانند ، در ذیل این مقدمه به تشریح بسیار موجزی از نظرات بنیان گذار انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) در باره ی نظریه ی مطروحه توسط رئیس دولت حاضر و اختلاف بنیادین نهفته در سخنان آقای روحانی با حضرت امام خمینی و حضرت امام خامنه ای خواهم پرداخت : - باشد که در نظر افتد -

شواهد و دلایلی که، در خصوص همگرایی دین وسیاست مورد تحلیل قرار گرفت، ثابت کرد که بین این دو عنصر وحدت وجود دارد. اکنون باید به این پرسش پاسخ داد: چه عواملی تفکر واگرایی دین از سیاست را پدید آورد و طراحان آن چه کسانی بودند؟

امام خمینی(قده) فقیه ژرف اندیش و تیزبین، هنگام تبیین پیوند دین وسیاست به اهداف و عوامل جدایی دین از سیاست نیز پرداخت. تا افکار صاحبان اندیشه را به این نکته جلب کند، تز جدایی دین از سیاست ساخته و پرداخته ستمگران و استعمار گران است.

یکی از موضوعات بایسته این متن، موضوع ایجاد تفکر جدایی دین از سیاست در حوزه تاریخ اسلام است. نظریه پردازان معاصر در خصوص پیشینه و عوامل تفکر جدایی دین از سیاست، اختلاف نظر دارند; ولی آنچه همه بر آن اتفاق دارند، این است که تز جدایی دین از سیاست از سوی فرمانروایان ستمگر و استعمار گران ارائه شده است.

از نگاه امام سیاست بخشی از ادیان الهی است: انبیا شغلشان سیاست است...

از منظر امام تز جدایی دین از سیاست پدیده شومی است که، بعد از رحلت رسول اکرم(ص)، در ابتدااز سوی بنی امیه و بنی عباس طرح ریزی شد. وامروزه پرچمدار آن استعمار و استکبار جهانی است. آن بزرگوار می فرماید: «...این یک نقشه شیطانی بوده است که از زمان بنی امیه و بنی عباس طرح ریزی شده است و بعد هم هر حکومتی که آمده است تایید این امر کرده است; و اخیرا که راه شرق و غرب به دولتهای اسلامی باز شد، این امر در اوج خود قرار گرفت که اسلام یک مسئله شخصی بین بنده و خداست. وسیاست از اسلام جدا است...

"این هم یک نقشه بوده است که از صدر اسلام ریشه دارد..."

امام راحل فرمود: «عهده دار شدن حکومت فی حد ذاته، شان و مقامی نیست، بلکه وسیله انجام وظیفه اجرای احکام و بر قراری نظام عادلانه اسلام است.

متاسفانه حکومت، در همان صدر اسلام، از مسیر و معنای اصلی اش منحرف شد. این انحراف به دو صورت انجام پذیرفت; یکی سلب حکومت از ائمه(ع) و دیگری مورثی شدن حکومت. بدین ترتیب، حکومت از معنای اصلی اش منحرف شد و وسیله ای برای عیاشی، رقابت سیاسی و ریاست طلبی گردید.

چنان که ابو سفیان حکومت را توپی خواند که بنی امیه باید سمت یکدیگر پرتاب کنند. و نگذارند از میان آنان خارج شود.

انحراف و تحریف حکومت سبب شد، تا مسلمانان در تشخیص حکومت دچار اشتباه شوند. حکومت، به معنای تحریف شده، در دیدگاه امام علی(ع) از بند کفش بی ارزش تر است...

با توجه به مطالب فوق، امام راحل عقیده دارد که یکی از علل ایجاد تفکر جدایی دین از سیاست انحراف حکومت است: «در صدر اسلام از زمان رسول خدا تا آن وقتی که انحراف در کار نبود، سیاست و دیانت توام بودند...

"پس از رحلت رسول اکرم(ص) معاندین و بنی امیه (لعنهم الله) نگذاشتند حکومت اسلامی با ولایت علی ابن ابی طالب(ع) مستقر شود. نگذاشتند حکومت مرضی خدای تبارک و تعالی و رسول اکرم در خارج وجود پیداکند. در نتیجه آن را دگرگون کردند، برنامه حکومتشان با برنامه اسلام مغایرت داشت، رژیم حکومتی و طرز اداره و سیاست بنی امیه و بنی عباس ضد اسلام بود. حکومت کاملا وارونه و سلطنتی شد. و به صورت شاهنشاهان ایران و روم و فراعنه مصر در آمد..."

نگرش امام راحل در خصوص علت جدایی دین از سیاست با نگاه نخبگان دیگر نیز هماهنگ است; چنانکه راشد الغنوشی یکی از علل جدایی دین از سیاست را موروثی شدن خلافت و انحراف حکومت می داند.  استاد جعفرسبحانی نیز می نویسد: «تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی و ادامه این وضع در طول تاریخ سبب شد، اکثریت مسلمانان در تشخیص آن دچار اشتباه شوند...

غرب برای رسیدن به هدفهای سیاسی و اقتصادی خود بر آن شد، پیروزیهای نظامی و سیاسی خود را با برتری فرهنگی استوار سازد و اسلام را به عنوان مهمترین مانع از سر راه خود بردارد و این ممکن نبود جز اینکه تز جدایی دین از سیاست را در بین مسلمانان نهادینه کند...

شواهد تاریخی گویای آن است که اندیشه لائیک و جدایی دین از حکومت، در دو سده اخیر به دست استعمار به جهان اسلام راه یافت...

امام راحل می فرماید: «چپاولگران حیله گر کوشش نمودند، بدست عمال به ظاهر روشنفکر خود اسلام را همچون مسیحیت به انزوا کشانده و علما را در چارچوب مسایل عبادی محبوس کند...

امام راحل، در باره گروه دومی که غرب در این مسیر از آنها بهره برد، می فرماید: «همه می دانیم و باید بدانیم که آنچه از قرنهاپیش تا اکنون بر سر مسلمین خصوصا در یکی از دو قرن اخیر که دست دولتهای اجنبی به کشورهای اسلامی باز شده و سایه شوم آنان بلاد مسلمین را به تاریکی و ظلمات کشانده ... غفلت مسلمانان از مسایل سیاسی و اجتماعی است که به دست استعمارگران و عمال غرب و شرق زده آنان بر مسلمانان ... تحمیل شده است که حتی غالب علمای اسلامی گمان می کردند و می کنند که اسلام از سیاست منزوی است...

یکی از عمال استعمار می گوید: ما با خواستار شدن جدایی دین از سیاست از دین می خواهیم که خودش با دلخواه و با رضایت خود، خود کشی کند...

 

 

/ 2 نظر / 42 بازدید
نقطه

با قسمت پررنگ نویس پستت موافق بودم.

نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس ---------------------------------------------------- يک سايت جديد براي اپلود فايل ها و عکس ها بدون محدوديت مي توانيد عضوش بشين و تا يک ترا بايت فضاي رايگان داشته با شيد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم و يا معرفي زير گروه که عضو ويزه سايت شوند پول در بيارين و تا روزانه 20 دلار در امد داشته باشين .... براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه دوست داشتين حتما به ما سر بزنيد updap.com با تشکر[گل] [گل]