پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ



مهستان

ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
سايت چند منظوره ي ياهو
موتور جستجوي گوگل
موتور جستجوي اُل دِ وب
موتور جستجوي آلتاويستا
سايت چند منظوره ي تبيان
سايت حوزه ي علميه
سايت آقاي قرائتي
سايت اينترنتي قرآن و عترت
جامع ترين سايت حديث
سايت چند منظوره ي ام اس ان
مركز جهاني اهل بيت
جستجوگر پايگاه هاي شيعه
مركز تحقيقات علوم اسلامي
بنياد عترت و قرآن
سايت مسجد جمكران
سايتي در مورد حضرت مهدي
جامع ترين سايت در باره ي حضرت مهدي
سايت تخصصي امام حسين
سايت تخصصي حضرت فاطمه
سايت تخصصي امام رضا
سايت تخصصي امام صادق
دفتر حضرت آيت الله اردبيلي
دفتر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني
سازمان حج و زيارت
دفتر حضرت آيت الله فاضل لنكراني
دفتر حضرت آيت الله نوري همداني
دفتر مقام معظم رهبري
دفتر حضرت آيت الله سيستاني
هيئت رزمندگان اسلام
آستان قدس رضوي
مركزاطلاع رساني فلسطين
نرم افزارهاي صوتي و تصويري اسلامي
سايت مجتمع فني تهران
ماه نامه ي وِب
شوراي عالي اطلاع رساني ايران
سايت تخصصي فنآوري اطلاعات ايران
موزه ي علوم توكيو
اكتشافات و يافته هاي جديد علمي
مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات
موسسه ي مطالعات علوم پايه
مفاهيم تخصصي فيزيك
گمرك جمهوري اسلامي ايران
نهاد رهبري در دانشگاه ها
مجلس خبرگان رهبري
مركز آمار ايران
وزرات بازرگاني
بانك كشاورزي ايران
دفتر حفاظت از منافع جمهوري اسلامي ايران در واشنگتن
شوراي نگهبان قانون اساسي
وزرات كشور
سازمان ايرانگردي و جهانگردي
تصاوير مستقيم از حرم امام حسين
مرکز ملی رزرواسيون اماکن اقامتي کشور
قيمت روز و لحظه ای طلا،سکه،نقره ، مس و ارز در بازار ايران
شرکت قطارهای مسافری رجا - سامانه فروش اینترنتی بلیت


سلام

چشمک




کلمات کلیدی :
نویسنده : عبدالله عاطفی پور تاریخ : چهارشنبه ٥ آبان ۱۳٩٥ راستی نظر شما چیه؟()

مغایرت نظرات روحانی با رهبر و امام

 

حجت الاسلام روحانی، رئیس جمهور ، صبح امروز 10/3/93 و در آستانه روز جهانی محیط زیست سخن می گفت و در تحلیل تفاوت حضور دولت و مردم در مباحث اجتماعی گفت: "دولت دینی خوب است اما دین را نباید دست دولت داد حتی تبلیغ دین باید به دست عالمان، مراجع، صاحب نظران و دلسوزان انجام شود و دولت نیز حمایت لازم را انجام دهد."

وی افزود: بعضی ها که کار ندارند دچار توهم هستند و مدام غصه دین و آخرت مردم را می خورند در حالیکه نه می دانند دین چیست و نه می دانند آخرت چیست، فقط غصه می خورند.

جالب آنجاست که مرجع لفظ "بعضی ها" با توجه به سخنان ماضی و اخیر ، حضرات آیت الله خمینی(ره)،خامنه ای ، خاتمی ، علم الهدی ، ناصری ، مکارم شیرازی و مصباح یزدی حفظهم الله هستند که مقامات علمی و معنوی هر کدام به تنهایی برای زیر سؤال بردن ماهیت علمی و معنوی حجت الاسلام روحانی کافیست.

و این در حالیست که این سخنان پس بیانات حضرت آیت الله خامنه رهبر معظم انقلاب در جمع مردم ایلام در سالروز ولادت امیرالمؤمنین(ع) گفته شده است.

شایان ذکر است ایشان فرموده بودند :

((آن هدفى که امیرالمؤمنین نسبت به مردم، در دوران حکومت داشته است نکته‌ى بسیار مهمّ و اساسى است. بنده میخواهم اندکى روى این نکته تکیه کنم. امیرالمؤمنین فرمود: اگر از من اطاعت کنید، من شما را به بهشت میرسانم. عبارت امیرالمؤمنین در خطبه‌ى نهج‌البلاغه این است؛ میفرماید: فَاِن اَطَعتُمونى فَاِنّى حامِلُکُم اِن شاءَ اللهُ عَلى‌ سَبیلِ الجَنَّة؛ فرمود اگر آنچه من میگویم، گوش کنید و عمل کنید، من شما را به بهشت خواهم رساند، ان‌شاءالله؛ وَ اِن کانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدیدَةٍ وَ مَذاقَةٍ مَریرة؛ اگرچه این کار، بسیار دشوار است، بسیار سخت است، تلخ است. این حرکت، حرکت کوچکى نیست، حرکت آسانى نیست؛ این هدف امیرالمؤمنین [است‌]. رساندن انسانها به بهشت، هم در زمینه‌ى فکرى مردم، [هم] در زمینه‌ى روحى و قلبى مردم، [هم‌] در حیات اجتماعى مردم، نقش مى‌آفریند. من از این جهت روى این تکیه میکنم که گاهى شنیده میشود کسانى در گوشه‌وکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها میشود، میگویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛ [لذا] راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است. فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛ این وظیفه‌ى ما است، این کارى است که امیرالمؤمنین بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه میکند که مردم را به بهشت برساند.))

و نیز فرمودند :

((ما اگر بخواهیم در مقاصد دنیوى هم پیروز بشویم، بایستى ایمان خودمان را، اعتقاد خودمان را، عمل خودمان را، براى آن‌سوى مرز مردن تقویت کنیم. امیرالمؤمنین میفرماید من میخواهم مردم را به بهشت برسانم؛ این وظیفه‌ى ما است. نهى از منکر باید بکنیم، امر به معروف باید بکنیم، وسائل عمل خیر و حسنات را در کشور فراهم کنیم، وسائل شُرور و آفات را از دسترسها برداریم؛ این وظائف مسئولین حکومت است.
 از جمله‌ى چیزهایى که مردم را به بهشت نزدیک میکند، بهبود معیشت مردم است؛ کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفرا. جامعه‌اى که در آن فقر باشد، بیکارى باشد، مشکلات معیشتىِ غیر قابل حل وجود داشته باشد، اختلاف طبقاتى باشد، تبعیض باشد، شکاف طبقاتى باشد، حالت آرامش ایمانى پیدا نمیکند. فقر، انسانها را به فساد میکشاند، به کفر میکشاند؛ فقر را باید ریشه‌کن کرد. کار اقتصادى، فعّالیّت اقتصادى باید به‌طور جدّى در برنامه‌هاى مسئولین قرار بگیرد، که خب امروز بحمدالله مسئولین دنبال این چیزها هستند. فکرها را باید منتظم کرد، راه را باید درست تشخیص داد، درست باید حرکت کرد.))

پس از این نیز در سخنانی تأمل برانگیز رئیس دولت گفت :

((اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد! پیامبر (ص) شلاق در دست نداشت، پیامبر (ص) بشیر و نذیر بود و ما نیز باید بشیر و نذیر باشیم.همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد.))

و ظاهرا ایشان در جلسه ی درسی که استاد درباره داستان پیامبر و لبخند ایشان درباره به بهشت فرستادن مردم با غل و زنجیر بر لب آوردند ، غایب تشریف داشتند !

حال با توجه به اینکه آقای روحانی تلویحا دین را از سیاست جدا دانسته اند و دولت را از انجام کار دینی نه تنها در این سخنان بلکه بارها در موقعیت های گوناگون مبرا می دانند ، در ذیل این مقدمه به تشریح بسیار موجزی از نظرات بنیان گذار انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) در باره ی نظریه ی مطروحه توسط رئیس دولت حاضر و اختلاف بنیادین نهفته در سخنان آقای روحانی با حضرت امام خمینی و حضرت امام خامنه ای خواهم پرداخت : - باشد که در نظر افتد -

شواهد و دلایلی که، در خصوص همگرایی دین وسیاست مورد تحلیل قرار گرفت، ثابت کرد که بین این دو عنصر وحدت وجود دارد. اکنون باید به این پرسش پاسخ داد: چه عواملی تفکر واگرایی دین از سیاست را پدید آورد و طراحان آن چه کسانی بودند؟

امام خمینی(قده) فقیه ژرف اندیش و تیزبین، هنگام تبیین پیوند دین وسیاست به اهداف و عوامل جدایی دین از سیاست نیز پرداخت. تا افکار صاحبان اندیشه را به این نکته جلب کند، تز جدایی دین از سیاست ساخته و پرداخته ستمگران و استعمار گران است.

یکی از موضوعات بایسته این متن، موضوع ایجاد تفکر جدایی دین از سیاست در حوزه تاریخ اسلام است. نظریه پردازان معاصر در خصوص پیشینه و عوامل تفکر جدایی دین از سیاست، اختلاف نظر دارند; ولی آنچه همه بر آن اتفاق دارند، این است که تز جدایی دین از سیاست از سوی فرمانروایان ستمگر و استعمار گران ارائه شده است.

از نگاه امام سیاست بخشی از ادیان الهی است: انبیا شغلشان سیاست است...

از منظر امام تز جدایی دین از سیاست پدیده شومی است که، بعد از رحلت رسول اکرم(ص)، در ابتدااز سوی بنی امیه و بنی عباس طرح ریزی شد. وامروزه پرچمدار آن استعمار و استکبار جهانی است. آن بزرگوار می فرماید: «...این یک نقشه شیطانی بوده است که از زمان بنی امیه و بنی عباس طرح ریزی شده است و بعد هم هر حکومتی که آمده است تایید این امر کرده است; و اخیرا که راه شرق و غرب به دولتهای اسلامی باز شد، این امر در اوج خود قرار گرفت که اسلام یک مسئله شخصی بین بنده و خداست. وسیاست از اسلام جدا است...

"این هم یک نقشه بوده است که از صدر اسلام ریشه دارد..."

امام راحل فرمود: «عهده دار شدن حکومت فی حد ذاته، شان و مقامی نیست، بلکه وسیله انجام وظیفه اجرای احکام و بر قراری نظام عادلانه اسلام است.

متاسفانه حکومت، در همان صدر اسلام، از مسیر و معنای اصلی اش منحرف شد. این انحراف به دو صورت انجام پذیرفت; یکی سلب حکومت از ائمه(ع) و دیگری مورثی شدن حکومت. بدین ترتیب، حکومت از معنای اصلی اش منحرف شد و وسیله ای برای عیاشی، رقابت سیاسی و ریاست طلبی گردید.

چنان که ابو سفیان حکومت را توپی خواند که بنی امیه باید سمت یکدیگر پرتاب کنند. و نگذارند از میان آنان خارج شود.

انحراف و تحریف حکومت سبب شد، تا مسلمانان در تشخیص حکومت دچار اشتباه شوند. حکومت، به معنای تحریف شده، در دیدگاه امام علی(ع) از بند کفش بی ارزش تر است...

با توجه به مطالب فوق، امام راحل عقیده دارد که یکی از علل ایجاد تفکر جدایی دین از سیاست انحراف حکومت است: «در صدر اسلام از زمان رسول خدا تا آن وقتی که انحراف در کار نبود، سیاست و دیانت توام بودند...

"پس از رحلت رسول اکرم(ص) معاندین و بنی امیه (لعنهم الله) نگذاشتند حکومت اسلامی با ولایت علی ابن ابی طالب(ع) مستقر شود. نگذاشتند حکومت مرضی خدای تبارک و تعالی و رسول اکرم در خارج وجود پیداکند. در نتیجه آن را دگرگون کردند، برنامه حکومتشان با برنامه اسلام مغایرت داشت، رژیم حکومتی و طرز اداره و سیاست بنی امیه و بنی عباس ضد اسلام بود. حکومت کاملا وارونه و سلطنتی شد. و به صورت شاهنشاهان ایران و روم و فراعنه مصر در آمد..."

نگرش امام راحل در خصوص علت جدایی دین از سیاست با نگاه نخبگان دیگر نیز هماهنگ است; چنانکه راشد الغنوشی یکی از علل جدایی دین از سیاست را موروثی شدن خلافت و انحراف حکومت می داند.  استاد جعفرسبحانی نیز می نویسد: «تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی و ادامه این وضع در طول تاریخ سبب شد، اکثریت مسلمانان در تشخیص آن دچار اشتباه شوند...

غرب برای رسیدن به هدفهای سیاسی و اقتصادی خود بر آن شد، پیروزیهای نظامی و سیاسی خود را با برتری فرهنگی استوار سازد و اسلام را به عنوان مهمترین مانع از سر راه خود بردارد و این ممکن نبود جز اینکه تز جدایی دین از سیاست را در بین مسلمانان نهادینه کند...

شواهد تاریخی گویای آن است که اندیشه لائیک و جدایی دین از حکومت، در دو سده اخیر به دست استعمار به جهان اسلام راه یافت...

امام راحل می فرماید: «چپاولگران حیله گر کوشش نمودند، بدست عمال به ظاهر روشنفکر خود اسلام را همچون مسیحیت به انزوا کشانده و علما را در چارچوب مسایل عبادی محبوس کند...

امام راحل، در باره گروه دومی که غرب در این مسیر از آنها بهره برد، می فرماید: «همه می دانیم و باید بدانیم که آنچه از قرنهاپیش تا اکنون بر سر مسلمین خصوصا در یکی از دو قرن اخیر که دست دولتهای اجنبی به کشورهای اسلامی باز شده و سایه شوم آنان بلاد مسلمین را به تاریکی و ظلمات کشانده ... غفلت مسلمانان از مسایل سیاسی و اجتماعی است که به دست استعمارگران و عمال غرب و شرق زده آنان بر مسلمانان ... تحمیل شده است که حتی غالب علمای اسلامی گمان می کردند و می کنند که اسلام از سیاست منزوی است...

یکی از عمال استعمار می گوید: ما با خواستار شدن جدایی دین از سیاست از دین می خواهیم که خودش با دلخواه و با رضایت خود، خود کشی کند...

 

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : عبدالله عاطفی پور تاریخ : شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۳ راستی نظر شما چیه؟()

وقت محاکمه است نه مناظره ...

روز گذشته محمود احمدی نژاد رئیس دولت های نهم و دهم، رئیس جمهور حسن روحانی را به مناظره دعوت کرد. این دعوت به مناظره پیرو گزارش 100 روزه روحانی در سیمای ملی صورت گرفته است؛ گزارشی که بیش از اعلام عملکرد دولت تدبیر و امید، به محاکمه دولت احمدی نژاد شباهت داشت.

اما این دعوت به مناظره بازخوردهای مختلفی را به همراه داشت؛ از پاسخ مشاور رئیس جمهور در خصوص شرایط چنین مناظره ای تا جوسازی های برخی رسانه های معلوم الحال که خطاب به احمدی نژاد نوشتند «وقت محاکمه است نه مناظره».

آری اکنون به زعم همگان وقت «محاکمه» است؛ اما آسیاب به نوبت! اگر قرار به محاکمه هم باشد اولویت با کسانی است که دانسته شرایط فتنه را فراهم نمودند و به آن دامن زدند. اکنون زمان محاکمه سران فتنه است که کشور را به شرایط بحرانی و نزدیک به پرتگاه کشاندند؛ جرم سران فتنه به سادگی فراموش شدنی و بخشیدنی نیست و عامه مردم کشور چهارسال است که در انتظار رسیدگی به جرم این گناهکاران بزرگ هستند.

کلماتی همچون اتهام، قانون‌شکنی، جرم و مواردی از این دست که ماهیت حقوقی دارند، عموماً با آنچه در بین عامه مردم شناخته شده است، تفاوت دارد.

در این بین اما معنای واژه جرم، از حساسیتی خاص برخوردار است؛ تا آنجا که اصطلاح «جرم سیاسی»، دغدغه بخشی از سیاست‌مداران فعال درکشور ما به حساب می‌آید.

جرم‌، از ریشه عربی‌ ج‌ ر م‌، به‌ معانی‌ قطع‌ کردن‌، چیدن‌ میوه‌ از درخت‌، حمل‌ کردن‌، کسب‌ کردن‌، ارتکاب‌ گناه‌ و وادار کردن‌ به‌ کاری‌ ناپسند به‌ کار رفته است. جُرم در لغت به معنای گناه، بزه و خطا بوده و از جُرم به ذنب، اِثم، سَیِّئه، عِصیان و مَعصیت نیز  تعبیر می شود. در اصطلاح عبارت است از هر نوع عملی که در شرع ممنوع، و دارای کیفر دنیوی، همچون حدّ، تعزیر، قصاص، دیه و کفّاره و یا اخروی باشد؛ خواه در ارتباط با خود مجرم باشد، مانند ترک نماز و روزه و نوشیدن شراب و یا در ارتباط با دیگری، همچون ضرب و جرح و کشتن کسی.بنابراین، جرم در اصطلاح فقهی هم‌معنا با معصیت است.

جرم در اصطلاح حقوقی به فعل یا ترک عملی که بر اساس قانون، قابل کیفر و یا مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی باشد، تعریف شده است.در حقوق‌ جزا، هر فعل‌ یا ترک‌ فعلی‌ که‌ در قانون‌ برای‌ آن‌ مجازات‌ تعیین‌ شده‌ باشد، جرم‌ است‌. با این تفاسیر مجرم‌ کسی‌ است‌ که‌ از حق‌ بریده‌ و به‌ باطل‌ روی‌ آورده‌ است‌ و برکار ناپسند خود اصرار می‌ورزد.(1)

سران فتنه یا فریب‌خوردگان فتنه؟

نام‌های «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی » با «فتنه88» عجین شده است. این دو را گاهی «سران فتنه» می‌نامند و گاهی «فریب‌خوردگان فتنه». شاید جدال روی این دو مفهوم دارای جذابیت‌های خاص باشد اما حقیقت امر آن است که اتفاقات هشت ماهه خاص سال88 (از 22خرداد تا 22بهمن) با تابلوی این دو تن اجرایی شد. آشوب‌ها در پناه بیانیه‌های «موسوی» ساماندهی شد و خود او بود که رقاصان ظهرعاشورای همان سال را «مردم خداجو» نامید.

طرح ادعای مضحک وقوع تقلب در انتخابات، اهانت به تصویر امام خمینی(ره) نیز در همین دوران انجام شد، شعار علیه حمایت ایران از مسلمانان مظلوم فلسطین و لبنان با چراغ‌سبز این دو در روز قدس همان سال بر زبان برخی افراد جاری شد. تجمعات غیرقانونی گسترده، عدم تمکین به حکم مراجع قانونی، اغتشاش در مراسم نماز جمعه، اختلال در مراسم روز مبارزه با استکبار جهانی(13آبان) و نهایتاً تلاش برای برهم‌زدن مراسم یوم‌ا... 12 بهمن و البته ادامه این جرایم تا زمان تجمعات غیرقانونی 25بهمن سال 1389، تنها گوشه‌های محدودی از رفتارهای شرم‌آور اغتشاشگران است که «موسوی» و «کروبی» نقش مستقیم در ایجاد آنها داشته‌اند.

البته در عمل آشوبگران و افراد عموماًفریب‌خورده‌ای که در نقش پیاده‌نظام فتنه در خیابان‌های تهران عمل می‌کردند، هراندازه که زشت و شرم‌آور باشد، هرگز مانند ایراد اتهام وقوع تجاوز به زندانیان اغتشاش در بازداشتگاه‌ها، قتل و سوزاندن جسد افراد دستگیر شده و چند مورد دروغ برملا شده دیگر نیست، مواردی که از سوی سران فتنه اجرا شده است.

در این بین بهتر است به چند مورد از رفتارهای ضدارزشی و ناهنجار فتنه‌گران اشاره کنیم تا عمق فاجعه به‌وقوع پیوسته از سوی آنها، مشخص شود. شاید از این رهگذر، افرادی که خود را به‌خواب زده و یا کوشش می‌کنند با کتمان حقیقت، زمینه ایجاد مجدد اغتشاشات را فراهم کنند، دچار خجالت شده و از ادامه تلاش برای رفع حصر این دو تن دست بردارند.

رفتارهای ساختارشکنانه و اغتشاش‌گونه به بهانه تبلیغات انتخاباتی

تجمعات خیابانی و رفتارهایی که بی‌شباهت به دستورات اجرایی کودتاهای رنگی(یا مخملی) نبود، شاکله و استخوان‌بندی اصلی تبلیغات انتخاباتی «موسوی» و «کروبی» در انتخابات سال88 بود.

شاید نقطه اوج این رفتار از سوی اعضای ستاد «مهدی‌کروبی» زمانی بود که حامیان وی (عموماً از گروهک‌های ضدانقلاب، منافقین و اصلاح طلبان تندروی افراطی) با شکستن در ورودی دانشگاه امیرکبیر، کوشیدند تا زمینه سخنرانی وی در این محل را فراهم کنند و البته در این بین توجهی به لزوم صدور مجوز قانونی در این زمینه نداشتند.

استفاده از شعارهای توهین‌آمیز و تحریک‌کننده، کشف‌حجاب، حرکات موزون دخترکان و بسیاری از هنجارشکنی‌های ضدارزشی دیگر در پناه چنین جوی صورت گرفت.

برنامه‌ریزی جهت تجمعات غیرقانونی و عبور از قانون

در روزهای قبل از برگزاری انتخابات سال 88، برنامه‌ریزی‌های گسترده برای تجمعات انتخاباتی از سوی اعضای ستادهای «موسوی» و  «کروبی»، امری غیرقابل انکار است. کافیست به مصاحبه همسر هاشمی رفسنجانی در روز انتخابات و شرح بعضی اتفاقات دیگر در همین زمینه توجه کنید تا دلایل ایراد این اتهام به «فتنه‌گران» را بدانید.

از سوی دیگر طرح ایجاد تشکل‌هایی مانند کمیته خودخوانده و فراقانونی «صیانت از آرا» با هدف ایجاد تشتُّت آرا در میان مردم و تخریب وجهه نهادهای قانونی برگزارکننده و نظارتی انتخابات نیز، بخشی دیگر از رفتارهای توجیه‌ناپذیر حامیان این دو نفر است که زیر سایه حمایت آنها انجام شده است.

اخلال در روند برگزاری انتخابات

سخنرانی غیرقانونی «موسوی» در روز رأی‌گیری و ادعای پیروزی در انتخابات، آن هم قبل از اتمام رأی‌گیری و طرح ادعاهای مضحک جهت فضاسازی‌های هدفمند برای طرح ادعای واهی تقلب، امریست که حتی افراطی‌ترین حامیان فتنه نیز، توانایی رد کردن آن را ندارند.

طرح ادعای تقلب، اتهام به نظام و اتهام به ملت

متأسفانه فضاسازی‌های صورت گرفته از سوی «سران فتنه» و نهایتاً «طرح ادعای تقلب» در کنار طراحی‌های رسانه‌ای گسترده سبب شد تا طراحان اغتشاش، تجمعات غیرقانونی را از لحظات نخست پایان رأی‌گیری و قبل از شروع شمارش آراء در اطراف وزارت کشور سازماندهی کنند.

این رفتار نتیجه‌ای جز آتش زدن و تخریب مقدار قابل توجهی از اموال عمومی (بانک،اتوبوس، باجه‌های تلفن، تأسیسات شهری، تجهیزات جمع‌آوری زباله، فضای سبز شهری و پوشش‌های کفی خیابان) و اموال خصوصی (ماندد اتومبیل‌های شخصی) نداشت.

تجمعات مذکور با فراخوان ستادهای «موسوی» و «کروبی» انجام شد و سبب گردید تا نام «ستاد فتنه» برازنده اتاق فکر مشترک آنها شود.

نکته مهم آن است که اصولاً مجریان مستقیم برگزاری انتخابات، همان مردم کوچه و بازار هستند. به‌عنوان مثال جمعیتی در حدود 500هزار نفر از کارکنان آموزش و پرورش (اعم از معلمان، مدیران، کارمندان و سایرین) مسئول مستقیم رأی‌گیری در صندوق‌های رأی بودند. به این جمعیت باید تعداد ناظران شورای نگهبان مستقر در محل‌های رأی‌گیری، نمایندگان کاندیداها از جمله نمایندگان «موسوی» و «کروبی» (با جمعیتی قریب به 60هزار نفر) را افزود که با طرح ادعای تقلب، به‌عنوان متهمان این ادعا، مورد اتهام و تهمت‌های ناروا قرار گرفتند و البته در موقعیتی مظلومانه، هرگز فرصت دفاع از خود را پیدا نکردند.

با این تفاسیر، متهمان اصلی ادعای تقلب، مردم بودند نه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران. در این بین اما این نظام بود که در مقام دفاع از حیثیت ملی و قوانین برآمده از شرع اسلام و رأی مردم وارد عمل شد تا توطئه «فتنه‌گران» را خنثی کند.

عدم تمکین به قانون و مراجع قانونی

متأسفانه «موسوی» و «کروبی» در جایگاه کاندیداهای شرکت‌کننده در انتخابات و کسانی که مسئولیت اصلی هرگونه عمل خارج از قانون اعضای ستاد خود را عرفاً برعهده دارند، از همان روزهای نخست و برخلاف تعهدات قبلی خود در هنگام نام‌نویسی جهت شرکت در انتخابات، هرگز به قوانین موجود درباره ممنوعیت تجمعات انتخاباتی در فاصله مشخصی از برگزاری انتخابت، لزوم کسب مجوز جهت تجمع، لزوم طرح درخواست مجوز از سوی تشکل‌های تصریح‌شده در قانون و موارد متعدد دیگری از این دست توجه نکردند.

اوج این رفتار در بی‌توجهی به جایگاه شورای نگهبان در حفظ و حراست از آرای ملت و رسیدگی به شکایات احتمالی مردم و کاندیداها از روند برگزاری انتخابات بود که بروز عینی در گفتار و رفتار «موسوی» و «کروبی» داشت.

برگزاری تجمعات غیرقانونی و ایجاد زمینه جرم و جنایت

تجمعات غیرقانونی در روزهای بیست‌وسوم تا بیست‌وپنجم خرداد88، تجمع 25خرداد همان سال، ادامه جسته‌وگریخته این اقدامات تا روز 27خرداد، تجمع مزورانه 28خرداد با هدف تحریک احساسات مردم و نهایتاً اغتشاش روز 30 خرداد مصادف با سالگرد شورش مسلحانه منافقین (گروهک رجوی) علیه انقلاب اسلامی، در حالی از سوی «ستاد فتنه» و در سایه بازوی رسانه‌ای آنها سازماندهی و در تهران اجرا شد که بیانیه‌های «موسوی»، محور این اعمال ضدقانونی بود؛ اعمالی که از سوی رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تاریخی «30خرداد» کاریکاتوری از تجمعات انقلاب سال57 نام گرفت چرا که سازمان‌دهنگان آن کوشش داشتند تا با یک شبیه‌سازی مضحک، زمینه ضربه زدن به اصل نظام را با سوءاستفاده از مطالبات انتخاباتی بخشی از مردم فراهم کنند؛ مطالباتی که برآمده از تبلیغات دروغین و فریب و نیرنگ رسانه‌های خارجی و عوامل داخلی آنها در رسانه‌های حامی «موسوی» و «کروبی» و سخنرانی‌های این دو بود.

فضاسازی علیه جمهوری اسلامی ایران با مساعدت و هماهنگی کامل رسانه‌های بیگانه

هماهنگی با رسانه‌های بیگانه مانند تلویزیون «بی‌بی‌سی‌فارسی»، «صدای آمریکا»، «العربیه»، «الجزیره» و... غیرقابل انکار است. اگر چه برای این امر می‌توان ساعت‌ها سخن گفت و طرح دلیل کرد و البته کتاب‌های متعددی در این زمینه نیز به‌چاپ رسیده است اما از یاد نبریم که نمونه بارز چنین مساعدت‌هایی در مصاحبه‌های نزدیکان و همکاران «فتنه» با بیگانگان تجلی یافته است.

در این بین مصاحبه تاریخی «زهرا‌رهنورد» همسر «میرحسین‌موسوی» از اهمیت به‌سزایی برخوردار است؛ آنجا که وی در اقامه دلیل برای وقوع تقلب، سخنانی قریب به این مضمون می‌گوید: «موسوی داماد لرستان و فرزند آذربایجان است. لرها به داماد خود و آذربایجانی‌ها هم به فرزند خویش رأی داده‌اند!»

اغتشاش در نماز جمعه تهران

در یکی از گرم‌ترین روزهای تابستان سال88 و هم‌زمان با فعالیت‌های رسانه‌ای داغ از سوی مدعیان و طراحان دروغ بزرگ «تقلب»، نماز جمعه شهر تهران با امامت «هاشمی» رفسنجانی برگزار شد.

ایجاد درگیری با مسئولان حفظ نظم و نمازگزاران، ایجاد اختلال در روند برگزاری خطبه نماز با دادن شعارهای خاص، رفتارهای هنجارشکنانه مانند برگزاری نماز مختلط آن هم جلوتر از محل استقرار امام جمعه، مواردی از اختلال‌آفرینی‌های اغتشاشگران در نماز جمعه تهران است. گفتنی است این اعمال با تأیید و فراخوان رسانه‌های ضدانقلاب، رسانه‌های بیگانه  البته سران فتنه انجام شد.

ادعای تجاوز به زندانیان اغتشاش و آتش زدن جنازه آنها و تقلب در تعداد کشته‌شدگان!

ادعای تجاوز به زندانیان در زندان‌ها یکی دیگر از اتهاماتی است که جریان فتنه به نظام وارد دانسته  و از سوی «کروبی» مطرح شده است. البته چنین ادعایی حتی با حضور وی در مجلس هم اثبات نشد چرا که این «شیخ‌فتنه‌گر» در جمع چند نماینده مجلس شورای اسلامی تنها به طرح ادعا پرداخت و ارائه سند را بر عهده این افراد گذاشت!

ماجرای «ترانه‌موسوی» اما یک بعد جذاب دیگر از خیانت‌های «فتنه‌گران» است، خیانت‌هایی که حتی موجب سوءاستفاده مستقیم دشمنان برای فشار بر ملت ایران شد. فتنه‌گران مدعی شدند که در حوادث سال88 و در جریان بازداشت اغتشاشگران، فردی به‌نام «ترانه‌موسوی» دستگیر شده و در زندان به وی تجاوز شده است و نهایتاً جنازه‌اش به آتش کشیده شده! البته هرگز کسی خانواده وی را ندید، حتی در مجلس ختمی که به نام وی از سوی ستاد فتنه برگزار شد. جالب اینجاست که مدعیان، خود نیز به لو رفتن دروغ بودن این ادعا پی بردند و بعد از گذشت بیش از چهار سال، همچنان می‌کوشند تا این افتضاح را بپوشانند.

البته ماجرای حضور «موسوی» در مراسم ختم «سعیده‌پورآقایی» و بازگشت زنده او به منزل بعد از این مراسم، ادعای کشته شدن دانشجویان در کوی دانشگاه و مصاحبه دو تن از آنها و جعلی بودن نام سه نفر دیگر، کشته شدن کودکی در ساوه و ادعای قتل وی در اغتشاشات تهران، آن هم چهل روز بعد از فوت او؛ کشته شدن دو بانوی حامی نظام و مخالف طرح ادعای تقلب در تجمع روز 25خرداد و کوشش نزدیکان موسوی و کروبی برای مصادره نام آنها از دیگر جرایمی است که با حمایت مستقیم «موسوی» و «کروبی» به وقوع پیوست.

البته علاوه بر موارد فوق باید به پروژه ساخت 72 کشته برای اغتشاشات اشاره کرد که البته با مصاحبه‌های پی‌در‌پی متوفیان ناکام ماند!

اغتشاش در روز جهانی قدس

نقطه اوج خیانت‌های «موسوی» و «کروبی» به آرمان‌های انقلاب اسلامی، زمانی است که شعار دلخواه سران رژیم جعلی صهیونستی، از زبان حامیان فتنه در خیابان‌های تهران فریاد زده شد.

در روز قدس سال88، شعار «نه غزه‌نه‌لبنان جانم فدای ایران» و طرح موضوع بی‌پایه و مضحک «جمهوری ایرانی» با چراغ سبز این دو فتنه‌گر برزبان افرادی فریب‌خورده جاری شد؛ شعارهایی که با حضور «مهدی‌کروبی» در جمع تعدادی از اغتشاشگران نیز تکرار و مورد تأیید همه سران «سران‌فتنه» قرار گرفت. 

اغتشاش در مراسم روز مبارزه با استکبار جهانی

روز 13آبان نیز عرصه دیگری برای اغتشاشات بود. در این روز بود که ضمن ایجاد اخلال درمراسم، کوشش شد تا با تجمعات موازی، شعار «مرگ‌برآمریکا» کم‌رنگ شود.

اغتشاش در روز دانشجو و اهانت به تصویر امام خمینی(ره)

اغتشاش در دانشگاه تهران و یکی دو دانشگاه دیگر این شهر، با اهانت به تصویر امام‌خمینی(ره) پایان یافت؛ پایانی که آغاز خروش مردمی در اعتراض به رفتارهای زشت مدعیان تقلب و دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران بود.

فاجعه اهانت به روز عاشورا

تجمع غیرقانونی روز عاشورای سال 88 که مصادف با نخستین روزهای دی‌ماه آن سال بود، مانند سایر موارد قبلی با فراخوان رسانه‌های صهیونیستی، سایت‌های ضدانقلاب، تبلیغات وسیع در فضای مجازی خصوصاً «فیس‌بوک» و با حضور تشکیلاتی تیم‌های میدانی گروهک‌های معاند نظام و اسلام برگزار شد.

در روند این تجمع و اغتشاش بود که صحنه‌های متعدد شادمانی و رقاصی آشوبگران ثبت شد، به پرچم عزا، هیأت‌های عزادارا، سینه‌زنان امام‌حسین‌علیه‌السلام و نمازگذاران ظهر عاشورا اهانت شد و برگی دیگر بر پرونده سیاه اعمال «موسوی» و «کروبی» به‌عنوان حامیان این اعمال افزوده شد. جالب آنجاست که بعد از وقوع این اغتشاش و رفتار ضداسلامی، «میرحسین‌موسوی» مرتکبان را «مردم‌خداجو» خواند!

جالب اینجاست که «فتنه‌گران» هرگز خروش مردمی در روز 9دی را که در پاسخ به این اهانت‌ها شکل گرفته بود را برنتابیدند.

تلاش عملی برای ایجاد اغتشاش در روز 22بهمن

پایان فتنه‌ هشت ماهه سال 88، روز 22 بهمن بود. روزی که اغتشاشگران کوشیدند ضمن ایجاد اخلال در روند برگزاری مراسم این روز، ضمن سوءاستفاده از حضور «کروبی» در جمع اغتشاشگران، دوربین‌های خبری دنیا را به انعکاس اخبار حرکات جنون‌آمیز این دو «فتنه‌گر» مجبور کنند.

اغتشاش در روز عشاق آمریکایی!

روند کوشش برای اغتشاش و آشوب در روز کارگر سال 89 و 22 خرداد89 نیز ادامه یافت که البته با حمایت «فتنه‌گران» صورت گرفت اما نقطه اوج این اعمال، دقیقاً زمانی بود که در تقویم غربی‌ها، مصادف با روز ولنتاین یا همان روز عشاق آمریکایی محسوب می‌شد!

«فتنه‌گران» که بعد از یوم‌الله «9دی»، آرزوهای خود را نقش برآب دیده و از صدمه زدن به درخت تناور جمهوری اسلامی ایران ناامید شده بودند، کوشیدند تا در روز 25بهمن سال89، با بهانه حمایت از بیداری اسلامی در مصر و تونس و البته با هدف حمایت از اغتشاشگران و تروریست‌های القاعده در سوریه، تجمعی را در تهران سازماندهی کنند که مانند روال سابق به اغتشاش و آشوب ختم شد.

البته این اغتشاشات سبب شد تا مسئولان نظام اقدام به اعمال کمترین مجازات ممکن برای این دو تن کرده و «موسوی» و «کروبی» را در حصر قرار دهند.

جرم و اتهام سران فتنه

با تفاسیر مورد اشاره، نه‌تنها جرم نامبردگان قابل اثبات است بلکه می‌توان اتهامات آنها را در هر دادگاه صالحی از دادگاه‌های جمهوری اسلامی ایران مطرح و آنان را محکوم کرد.

و اما مواد قانونی

در یکی از نخستین بیانیه‌های «میرحسین موسوی»، از کلماتی همچون «شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صداوسیما»، «صحنه‌آرایی خطرناک»، «متصدیان بی‌امانت»، «توجیه‌گران دروغگو»، «متقلبان»، «خائن به آرای مردم»، «برنامه‌ریزی پشت پرده برای دستکاری در انتخابات» و... استفاده شد.

این کلمات هتک حرمت مقامات مسئول در انتخابات به شمار می‌رود که موضوع مواد ۶۰۹،۶۹۷ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی است. مطابق ماده ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی «هرکس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس‌جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداری‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به ۳ تا ۶ ماه حبس و یا تا ۷۴ ضربه شلاق و یا ۵۰ هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.»

همچنین مطابق ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی «هرکس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر، به کسی امری را صریحاً نسبت دهد یا آنها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.»

همچنین ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی نیز تصریح می‌کند که: «هرکس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت رأساً به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از ۲ ماه تا ۲ سال و یا شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم شود.»

از سوی دیگر برپایی تظاهرات غیر قانونی و ایراد سخنان خلاف واقع علیه نظام و ایراد اتهامات متعدد در سخنرانی‌ها و بیانیه‌ها از سوی «سران فتنه» مانند «طرح بازی بزرگ توسط مقامات»، «حاکمیت دروغ و استبداد»، «روند پرمخاطره»، «تخلفات و کارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده»، «تزلزل ارکان نظام»، وجود «توجیه‌گران دروغگو» در نیروهای مؤثر نظام، «برخوردهای غیرقانونی و خشونت‌بار با منتقدان» منجر به مصدومیت و شهادت هموطنان، «اقدامات وحشیانه در کشتار مردم»، «برخوردهای سبعانه» و «حمله به بانکها و ادارات و اموال مردم توسط اصحاب»، «تقلب و دروغ برای تکمیل طرح خود» هم مباشرت در تبلیغ علیه نظام اسلامی به حساب می‌آید و هم با فراهم آوردن خوراک تبلیغاتی برای شبکه‌های خبری رسانه‌های خارجی و دشمنان نظام آنان را در ارتکاب این جرم معاونت می‌کند‌.

بر همین اساس و مطابق ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی «هرکس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه‌ها و سازمان‌های مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی کند به حبس از ۳ ماه تا یکسال محکوم خواهد شد». همچنین طبق بند ۳ ماده ۴۳ ذیل قانون «هرکس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهیل کند» معاون جرم محسوب می‌شود.

همچنین مباشرت و معاونت در اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی و ممانعت از کسب و کار با توجه به تجمعات بدون مجوز قانونی، از دیگر جرایم سران فتنه است که طبق ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی «هر کس با هیاهو و جنجال و حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد یا مردم را از کسب و کار باز دارد به حبس از ۳ ماه تا یکسال و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد»؛ مطابق ماده ۶۲۰ همین قانون اگر به صورت دسته جمعی واقع شود مرتکب به حداکثر مجازات مقرر محکوم خواهد شد.

مهمترین جرم و اتهام «سران فتنه» مربوط به سلب امنیت از مردم از راه اغتشاش است. اغتشاشاتی که در آنها از انواع سلاح‌های دست ساز گرم مانند «کوکتل‌مولوتف» و سلاح‌های سرد مانند قمه و چاقو استفاده شد. البته این موارد جدا از کشف اسلحه از برخی دستگیرشدگان در تجمعات غیرقانونی است که حتی شامل نارنجک جنگی نیز می‌شود! معاونت در محاربه و افساد فی‌الارض مطابق ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی است. طبق این قانون «هر کس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد، محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشد»؛ طبق تبصره ۳ این ماده «میان سلاح سرد و سلاح گرم فرقی نیست». هم‌چنین مطابق ماده ۱۸۷ همین قانون «هر فرد یا گروهی که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که با آگاهی و اختیار امکانات مالی مؤثر یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آنها بگذارند محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشند.»

همچنین مطابق ماده‌۶۸۷ قانون فوق‌الذکر «هر کس در وسایل و تأسیسات مورد استفاده عمومی از قبیل شبکه‌های آب و فاضلاب، برق، نفت، گاز، پست و تلگراف و تلفن و مراکز فرکانس و مایکروویو (مخابرات) و رادیو تلویزیون و متعلقات مربوط به آنها اعم از سد و کانال و انشعاب لوله‌کشی و نیروگاه‌های برق و خطوط انتقال نیرو و مخابرات (کابل های هوایی یا زمینی یا نوری) و دستگاه های تولید و توزیع و انتقال آنها که به هزینه یا سرمایه دولت یا با سرمایه مشترک دولت و بخش غیردولتی یا توسط بخش خصوصی برای استفاده عمومی ایجاد شده و همچنین در علایم راهنمایی و رانندگی و سایر علائمی که به منظور حفظ جان اشخاص یا تأمین تأسیسات فوق یا شوارع و جاده نصب شده است، مرتکب تخریب یا ایجاد حریق یا از کار انداختن یا هر نوع خرابکاری دیگر شود بدون آنکه منظور او اخلال در نظم و امنیت عمومی باشد به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم خواهد شد» که بنا بر تبصره یک همین ماده «در صورتی که اعمال مذکور به منظور اخلال در نظم و امنیت جامعه و مقابله با حکومت اسلامی باشد، مجازات محارب را خواهد داشت». اما با توجه به وقوع این جرایم در کشور و اصرار و تاثیرات سران فتنه و با آگاهی از عواقب کار و عمل غیر قانونی، سران فتنه متهم به معاونت در جرائم مذکورهستند.

معاونت در اخلال در نظم جامعه و ایجاد خوف موضوع تبصره‌های مولد ۲۰۳ و ۲۰۸ قانون مجازات اسلامی، معاونت در منازعه موضوع ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامی، معاونت در احراق و تخریب و اتلاف اموال موضوع مواد ۶۷۵ الی ۶۷۱ قانون مجازات اسلامی ممکن است ایراد شود که برای تحقق معاونت در جرم «وحدت قصد» با مباشر جرم ضرورت دارد که باید اشاره کنیم که تکرار یک عمل توسط سران فتنه، با وجود اطلاع‌ از امکان بروز حوادث مجرمانه و نیز اعلام سران فتنه مبنی براینکه هرگونه هزینه‌ای را می‌پردازند، قرینه‌‌ای بر قاصد بودن آنان است.(2)

 

پی‌نوشت:

1)       جرم(گناه)    

2)       "حداقل جرم" سران فتنه چیست؟




کلمات کلیدی :مناظره، محاکمه، حسن روحانی، دکتر محمود احمدی نژاد
نویسنده : عبدالله عاطفی پور تاریخ : پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٢ راستی نظر شما چیه؟()

چرا روحانی از واقعیت فرار می‌کند؟

حضور آقای حسن روحانی در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری دوشنبه شب (۶ خرداد) و اظهارات وی درباره برنامه هسته‌ای ایران، نگرانی در این‌باره را که آقای روحانی نگهبان مناسبی برای حقوق ملت ایران باشد، به شدت افزایش داده است. آقای روحانی در حالی صدا و سیما را متهم به دروغ گویی و تهمت‌زنی و منتقدان خود را متهم به بی‌سوادی کرد که خود در جلوی دوربین صدا و سیما حداقل چند دروغ بزرگ به مردم گفت و در مواردی هم نشان داد که بر خلاف آنچه ادعا می‌کند از دانش کافی برای حتی روایت تاریخ پرونده هسته‌ای –که خود زمانی مسئول آن بوده- هم برخوردار نیست چه رسد به مدیریت آن.

چند سوال ساده زیر مسئله را روشن می کند:

۱- آقای روحانی همواره از عدم ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت به عنوان یکی افتخارات دوران مدیریت خود نام می‌برد اما به دو سوال پاسخ نمی‌دهد:
اول- این عدم ارجاع به چه قیمتی بود و آیا این هنر است که ما همه چیز را تعطیل کنیم تا پرونده به شورای امنیت نرود؟ و آیا اساسا وقتی بناست چنین روشی در پیش گرفته شود، دیگر «مدیریت» معنا پیدا می‌کند؟ آیا نمی‌توان همه چیز را تعطیل کرد و خود را خلاص نمود؟

دوم- آقای روحانی باید به این سوال جواب دهند که مبانی ارجاع پرونده هسته‌ای ایران آیا در زمانی جز دوره مدیریت ایشان بنا نهاده شد؟ اگر آقای روحانی در توافقنامه‌های تهران، بروکسل و پاریس تعهد نمی‌دادند که تعلیق یک اقدام اساسی برای اعتماد‌سازی است، آیا غرب دیگر می‌توانست موقعی که ایران تصمیم گرفت غنی‌سازی را آغاز کند، ایران را به عدم پای‌بندی به تعهداتش متهم کرده و پرونده را به شورای امنیت بفرستد؟ این تعهدات را چه کسی برای ایران ایجاد کرده بود؟

۲- سوال دیگر این است که آقای روحانی همواره گفته‌اند –و در برنامه انتخاباتی خود هم تاکید کردند- که برنامه هسته‌ای ایران در دوره ایشان تکمیل شده است. سوال اصلی در این باره این است که آیا آقای روحانی کاری جز این کرده است که دربرنامه هسته‌ای ایران –مثلا در نطنز- در حد آزمایشگاهی یک آزمایش انجام داده و بعد برنامه را تعلیق کرده است؟ در واقع در دوره آقای روحانی به تدریج برنامه ایران تعطیل شد نه اینکه توسعه پیدا کند و غربی‌ها هم در پیشنهاد اوت ۲۰۰۵ صراحتا گفتند که هدف آنها از تضمین‌های عینی که ایران باید واگذار کند تعطیلی همیشگی غنی‌سازی در ایران است.

۳- آقای روحانی ادعا می‌کند که شورای حکام در نوامبر ۲۰۰۴ صلح آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران را پذیرفته است. سوال این است که اگر واقعا چنین است، چرا پرونده ایران پس از آن به شورای امنیت ارجاع شد؟ آیا غربی‌ها با یک حمله ساده و قطعنامه نوامبر ایشان را فریب نداده و تعلیق برنامه غنی‌سازی را از ایشان نگرفته بودند؟

۴- آقای روحانی ادعا کرده است که در دوره ایشان با روسا صحبت می‌شد و در دوران جدید با مدیران کل صحبت شده است. آیا آقای روحانی نمی‌داند که نمایندگان ۱+۵ در مذاکرات با ایران معاونان وزرای خارجه و مسولان پرونده ایران در وزات خانه‌های متبوع خود هستند نه مدیران کل؟ ضمنا ایران در مکانیسم ۱+۵ امریکا را هم وارد کرده در حالی که در دوره آقای روحانی مذاکرات صرفا با وزرای خارجه اروپایی انجام می‌شد و امریکا به راحتی تصمیم‌های آنها را وتو می‌کرد. هدف آقای روحانی از این دروغ پردازی‌ها چیست؟

۵- آقای روحانی در اظهارات خود گفته است که وزرای خارجه اروپایی به او قول داده بودند در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت اقدام امریکا را وتو کنند. اما چرا روحانی این موضوع را به مردم نگفت که در همان مذاکرات او به غربی‌ها قول داده بود که برنامه غنی‌سازی ایران را تعطیل نگهدارد و در واقع در ازای این موضوع اروپایی‌ها پذیرفتند از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت خودداری کنند؟




کلمات کلیدی :کاندیدا، حسن روحانی، انتخابات، انرژی هسته ای
نویسنده : عبدالله عاطفی پور تاریخ : سه‌شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٢ راستی نظر شما چیه؟()

نامه حامیان سعید جلیلی خطاب به علی مطهری

جناب آقای علی مطهری

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

سلام علیکم

در پی مصاحبه‌ شما با یک خبرگزاری و نگارش نامه توسط شما به مقام معظم رهبری، بر آن شدیم تا نکاتی را به شما متذکر شویم.

در مصاحبه‌ مزبور، شما گفته‌اید که : "درباره رد صلاحیت آقای هاشمی دو دلیل آورده‌اند، که هر دو باطل است. یکی ناتوانی جسمی و دوم نقش داشتن در فتنه سال 88".

آقای مطهری لطفا بفرمایید، منبع دلیل دومی که گفته‌اید، از جانب کدام یک از مسئولین شورای نگهبان بوده است؟ چرا ما هر چه اظهارات سخنگوی محترم شورای نگهبان را پیگیری کردیم، چنین صحبتی را از ایشان به خاطر نداریم؟! به نظر می‌رسد، این دلیل (مشارکت در فتنه ی 88) برخاسته از ذهن جنابعالی باشد.

در ادامه گفته اید: "بنده پیشنهاد می‌کنم برای ارزیابی توان جسمی آقای هاشمی، یک مسابقه دو صدمتر بین ایشان و آقای جلیلی و یک مسابقه کشتی بین آقای هاشمی و آقای حداد برگزار کنند".

در این جملات شما با کنایه‌ای قابل تامل، به جانباز بودن جناب آقای جلیلی از ناحیه‌ پا اشاره کرده‌اید و برای ایشان از میان تمام ورزش‌ها دو میدانی را برگزیده‌اید. در این راستا چند نکته را متذکر می شویم:

نکته‌ نخست این که مسخره کردن، حتی اگر فرد مورد تمسخر، جانباز سرافراز اسلام نباشد، عملی مذموم است.

«ویل لکل همزه لمزه...لینبذن فی الحطمه» (سوره ی همزه، آیات 1 و 3)وای بر هر عیب جوی مسخره کننده ای!... به زودی در آتشی خردکننده پرتاب می شود.

دوم این که اگر بنا ندارید طبق وظیفه‌ خود، به پیشکسوتان راه حماسه و ایثار احترام بگذارید، لااقل بهتر است این را بدانید که «... و فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» (سوره ی نساء، آیه ی 95)

و خدا مجاهدان را بر وانشستگان برتری بخشیده و برای آنان پاداشی بزرگ مقرر داشته است.

ضمنا آقای مطهری آیا بهتر نبود شما با این توانایی که در شناسایی استعداهای ورزشی دارید به جای بر عهده گرفتن وظیفه خطیر نمایندگی مجلس، عضو کمیته ملی المپیک می شدید؟!

در جای دیگری از صحبت هایتان گفته‌اید که: "تمکین به قانون منافاتی با انتقاد به مجری قانون ندارد."در این جا پاسختان را به حضرت روح الله، امام خمینی وا می‌گذاریم که در این باره فرمودند: "هر کس بگوید حکم شورای نگهبان کذاست، مفسد است." قابل توجه جنابعالی، امام نفرمودند: هر کس در مقابل حکم شورای نگهبان تمکین نکند، مفسد است. هر چند علی القاعده چنین فردی نیز مفسد است ولی به نظر می رسد، امام با این بیانشان شدت لزوم احترام به نظر شورای نگهبان را متذکر می شوند.

آری، به نظر می‌رسد که همراهی شما با قانون، تا جایی خواهد بود که اجرای آن باب میل شما باشد.

گفته اید: "ممکن است شما به نظر شورای نگهبان درباره صلاحیت کاندیداها انتقاد داشته باشید و این انتقاد خود را هم بیان کنید تا آن روش تکرار نشود اما در عمل تابع باشید" .

آقای مطهری بر فرض این که انتقاد شما بجا و صحیح بوده باشد، آیا تعیین تکلیف شما برای مقام معظم رهبری، امام خامنه‌ای، در نامه‌ ارسالیتان، مناسبتی با متابعت در عمل دارد؟! (اوّلی مشمول حکم حکومتی نمی شود و دومی مشمول می شود!!!)

گفته‌اید: "تأیید صلاحیت آقای جلیلی درست نبود. آقای جلیلی با کمترین تجربه چرا تأیید صلاحیت شد؟ آیا با چهار تا ملاقات و مذاکره با خانم اشتون، کسی می تواند رئیس جمهور شود؟" در این مورد نیز باید گفت: مذاکره، فقط دیدار با خانم اشتون نیست و این چیزی است که نهایتا شما از مذاکرات دیده‌اید. کسی که کمترین اطلاعاتی پیرامون روند مذاکره با قدرت های جهانی داشته باشد، یقینا چنین به قضاوت نمی نشیند. از سوی دیگر، آقای جلیلی چندین سال دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده‌اند و اقدامات بسیار موثری را انجام داده‌اند، ولی تا کنون بنا نداشته‌اند که خدماتشان را، هر آنقدر هم که زیاد بوده باشد، جار بزنند وگرنه هستند کسانی که اگر یک صدم آقای جلیلی به این نظام و مردم عزیز خدمت کرده بودند، تا به حال گوش عالمی را کر کرده بودند.

آری در مقابل شما، هستند کسانی که عملشان بر گفتارشان پیشی گرفته است، چنان که مولایمان امام علی (ع) در مورد اصحاب جمل فرمودند: "چون رعد خروشیدند و چون برق درخشیدند، اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند! ولی ما اینگونه نیستیم، تا عمل نکنیم، رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم." (نهج البلاغه، خطبه 9)

و اما جمع ما دانشجویان، دلیل و منشاء این توهین‌ها و تخریب‌ها نسبت به آقای جلیلی را مسئله‌ دیگری می دانیم، که از این قرار است: واهمه‌ یک جریان خاصّ متصل به باندهای ثروت و قدرت، از قدرت یافتن گفتمانی انقلابی، مستقل،مردمی که در تقابل تمام عیار با این جریان بر خواهد آمد.

البته آقای مطهری، ما دانشجویان یقین داریم که به فضل الهی و به حکم «ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم»، شما ضمن حماسه ای بزرگ، شاهد قدرت یافتن این گفتمان و برپایی حیات طیبه اسلامی با ریاست جمهوری آقای جلیلی خواهید بود.




کلمات کلیدی :علی مطهری، انتخابات، نامه سرگشاده، اصولگرایی
نویسنده : عبدالله عاطفی پور تاریخ : پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٢ راستی نظر شما چیه؟()

آقای مطهری کربلای۵ کجا بودی!؟

در حالیکه تلاش این روزهای علی مطهری برای گره زدن خود با موضوع کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی چندان با استقبال وی و اطرافیانش روبرو نشده است، مواضع ناپخته این نماینده مجلس امروز و پس از اعلام نتایج کاندیداهای احراز صلاحیت شده، با دو واکنش ناپخته سیاسی موجی از واکنش‎های مختلف و عمدتا طنز را در شبکه‎های اجتماعی بوجود آورده است.
علی مطهری در اولین واکنش خود در مصاحبه اختصاصی که خبرگزاری سازمان تبلیغات پیرامون همین موضوع با او ترتیب داده بود،‌ با ادبیاتی زننده و به دور از ادب عنوان کرد:« بنده پیشنهاد می کنم برای ارزیابی توان جسمی آقای هاشمی، یک مسابقه دو صدمتر بین ایشان و آقای جلیلی و یک مسابقه کشتی بین آقای هاشمی و آقای حداد برگزار کنند.»
وی در نامه‎ای ناپخته به رهبر انقلاب نیز تلاش کرد نحوه صدور حکم حکومتی را تبیین کند و بر همین اساس نوشت: « پیشنهاد می کنم با حکم حکومتی در تایید صلاحیت ایشان زمینه تحقق حماسه سیاسی مورد نظرآن رهبر عزیز را فراهم آورید و محذور احتمالی لزوم  اقدام مشابه در باره آقای مشایی موجه به نظر نمی رسد زیرا قیاس این دو با هم قیاس مع الفارق است و رد صلاحیت به دلیل داشتن گرایش های فکری غیر اسلامی  کار درستی است اما رد صلاحیت به دلیل منتقد بودن کار نادرستی است. اولی مشمول حکم حکومتی نمی شود و دومی مشمول می شود. برای جنابعالی آرزوی سلامت و توفیق بیشتر دارم.»
بدنبال انتشار این اظهارات، شبکه‎های اجتماعی با موجی از واکنش‎های منفی مواجه شد. بیشترین واکنش‎ها در این رابطه متعلق به کاربران شبکه اجتماعی گوگل پلاس بود.
 
کبری آسوپار یکی از کاربران پلاس در واکنش به مطلب علی مطهری نوشت:
 
چرا مطهری جرأت کرده جانبازی جلیلی را به سخره بگیرد؟!
 مملکت روی پاهای قطع شده ی جانبازان استوار مانده، بعد یک فحاشی که ما همه اش احترام پدرش را نگه می داریم، پای قطع شده ی کاندیدای جانباز ریاست جمهوری را به سخره می گیرد که بگویید فلانی بیاید مسابقه ی دو!
پاهای قطع شده ی امثال سعید جلیلی است که علی مطهری را سرپا نگاه داشته تا با وقاحت تمام، دهان به هر توهین و تحقیری بگشاید!
صرف نظر از آنکه به جلیلی رأی می دهم یا نه، او برای من انسان ارزشمندی ست؛ و اولین ارزش او برای من همان پایی ست که ندارد؛ پایی که برای اسلام و میهنش داده و مطهری که از نام پدر نان می خورد، چه می داند ایستادن روی پای خود، خصوص پایی که در بهشت جا مانده، یعنی چه!
 
حسن روزی‎طلب ضمن بازنشر یکی از سخنرانی‎های سعید قاسمی با عنوان «به‌جای آقای مطهری کربلای ۵ کجا بودی!؟ » نوشت: جلیلی در کربلای ۵ یک پایش را جا گذاشت؛ آقای مطهری کربلای ۵ کجا بودی!؟
 امیرحسین ثابتی یکی دیگر از کاربران پلاس نیز در واکنش به سخنان علی‎مطهری نوشت:
  «۱. علی مطهری که این روزها به آب و آتش می زند تا هاشمی تایید صلاحیت شود؛ ۲۰ مهر ۱۳۸۳ قبل از انتخابات نهم ریست جمهوری طی نامه ای خطاب به هاشمی نوشته بود:
 آقای هاشمی! اکثر فرزندان و برخی نزدیکان شما در کارهای اقتصادی وارد شده‌اند و این امر در صورتی که جنابعالی رئیس جمهور شوید، موجب افزایش شایعات خواهد شد. تحمل جنابعالی در مقابل انتقاد آشکار و مطرح در رسانه‌ها اندک است، اگرچه انتقادات خصوصی را راحت‌تر می‌پذیرید و این امر یک نقطه منفی برای یک رئیس جمهور است و باعث پیدایش گروه‌های سیاسی نیمه مخفی می‌شود.
 ۲. امام علی علیه السلام: لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً،؛
جاهل را جز در حالت افراط و تفریط نمی بینی»
احسان صالحی نیز در صفحه خود در این زمینه نوشت: «وقتی هشت سال توی این مملکت جنگ بوده و جوانهای مردم جلوی توپ مستقیم تانک جون میدادند و تو آقازاده و بزرگ زاده باشی و یک روز هم جنگ رو ندیده باشی معلومه که امروز بایدم یک بچه بسیجی رو که جونش رو گذاشته کف دستش و رفته خط مقدم و اونجا هم پاش رو جا گذاشته و برگشته مسخره کنی.»
زهرا اچ بی، یکی از کاربران پلاس نوشت: «حالا مطهری واقعا فکر می‎کنه میتونست طرح‎های درخشانش من‎جمله دفاعش از تفکیک جنسیتی دانشگاه ها و گشت ارشاد و اینا رو تو دولت هاشمی هم ادامه بده که هنوز نه به داره نه به باره با پای مصنوعی جلیلی جک میسازه؟»
علی نادری در صفحه خود در همین زمینه نوشت: «جلیلی آنروزی که باید، یک پایش را داد تا علی مطهری با خیال راحت بشود «دکتر مطهری» و یک پای دیگرش را نگهداشت تا کیلومترها راهی که هاشمی و خاتمی و روحانی عقب نشینی کرده بودند را بر گردد؛ جلیلی همین الان هم با همین پای یکدانه کیلومترها جلوتر است از اکبر و فائزه و مهدی!»
الیاس قنبری نیز در صفحه خود نوشت: «اینقدری که علی مطهری و احمد توکلی عصبانی و ناراحت اند خود هاشمی و مشایی ناراحت نیستن.»
این در حالی است که صبح امروز نیز سایت احمد توکلی با انتشار متنی مفصل تصمیم اخیر شورای نگهبان در عدم احراز صلاحیت هاشمی را به چالش کشیده بود.
پیش از این نیز رفتارهای ناپخته و نسنجیده اینچنینی از سوی علی مطهری در عرصه سیاست مشاهده شده بود که با واکنش‎های مختلف رسانه‎ای و استقبال رسانه‎های بیگانه مواجه شد.




کلمات کلیدی :علی مطهری، انتخابات، افراط و تفریط، هاشمی
نویسنده : عبدالله عاطفی پور تاریخ : پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٢ راستی نظر شما چیه؟()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به مهستان مي باشد.